ايرج افشار

379

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )

و بدان خو گرفته بود تغيير نمىداد . در ساعت معيّن غذا مىخورد . در ساعت معيّن مىخوابيد ، در ساعت معيّن بيدار مىشد ، در ساعت معيّن چاى مىخورد ، در ساعت معيّن آب مىآشاميد و در ساعت معيّن سيگار مىكشيد . اين انتظام در زندگانى شبانه‌روزى او طورى محفوظ و تغييرناپذير بود كه پيشخدمت مخصوص او مىدانست چه وقت براى او [ 35 ] آب ببرد و چه وقت چاى و چه وقت چيزهاى ديگر . ممكن نبود در ساعاتى كه براى كارها و شرفيابيهاى اشخاص مقرّر داشته بود اندك تخلفى و مختصر دير و زودى بشود . حتى اگر كسى پيش از ساعت و دقيقهء معيّن كه بايد نزد او برود مىرفت ، مورد مؤاخذه واقع مىشد كه چرا زودتر از موقع مقرّر آمده است . واى به وقتى كه فى الجمله تأخيرى روى مىداد . پهلوى به سلامت مزاج خود خيلى علاقه داشت و به اين جهت خيلى مراقب حفظ الصحهء خود بود . تا وقتى كه مشغول كار و مجبور به نشستن پشت ميز بود مىنشست و همين‌كه كارش تمام مىشد برمىخاست و اگرچه زمستان و در ميان اطاق بود شروع به راه رفتن مىكرد . على الخصوص در مسافرتها كه جز راه رفتن كار ديگر نداشت و اگر كارى هم داشت در طىّ همان راه رفتن‌ها انجام مىداد و شايد اگر پياده‌روىهاى شبانه‌روزى او را بر روى هم حساب كنيم كمتر از روزى ده دوازده كيلومتر راه نمىرفت . اين ترتيب البته به سلامت مزاج و حفظ صحّت او خيلى كمك مىكرد . يكى از عوامل قوى صحّت و سلامت او هم همان انتظام تغييرناپذيرى بود كه در كليّهء شئون و عادات زندگانى داشت . پهلوى از لذتها و شهوتهاى زندگانى كمتر بهره‌مند مىشد و مىتوان گفت كه ذوقها و احساسات روحى كه لازمهء طبيعت بشرى است در او وجود نداشت . از ديدن صورتهاى زيبا هيچ حظ نمىكرد و شنيدن آوازهاى خوش و نغمه‌هاى دلكش هيچ تأثيرى در او نمىكرد . تفريحات طبيعى در محيط زندگانى شخصى او [ 36 ] هيچ راه نداشت . تنها تفريح و تفنّنى كه داشت و آن هم در عرض سال بيش از دو سه بار اتّفاق نمىافتاد اين بود كه هروقت مسافرتى مىكرد شبها همراهان خود را حضور خود مىخواند و مىنشاند و چون اشتغال ديگرى نداشت وقت خود را به بازى ورق صرف مىكرد و همين‌كه ساعت شام خوردن فرامىرسيد بدون يك دقيقه